منهاج سراج

36

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

العشرون الملك عز الدين كشلوخان السلطانى [ ( 1 ) ] ملك عز الدين بلبن باصل از قبچاق [ ( 2 ) ] بود ، و مردى جلد و مبارز و نيكوسيرت ، و علما و صلحا و اهل خير و زهاد را معتقد بود ، او را سلطان در پاى حصار مندور از بازرگانى بخريد ، اول ساقى شد ، چون سلطان را مدتى خدمت كرد در پاى كاليور شرابدار شد ، پس بر همون اقطاعش فرمود ، پس ( از ) مدتى برن برو حواله افتاد [ ( 3 ) ] چون عهد دولت شمسى منقرض شد ، در غوغاء ( امراى ) اتراك در لشكرگاه ركنى ، به تراين سر غوغا بود ، چون عهد ركنى در گذشت و مخالفت ملك جانى و كوچى بر در شهر دهلى با سلطان رضيه قايم شد ، و امراء ترك كه بندگان شمسى بودند ، در خدمت درگاه سلطان رضيه بودند ، در ان محاربات ملك بلبن بدست مخالفان [ ( 4 ) ] اسير گشت ، و خلاص يافت ، و از سلطان اعزاز و اكرام يافت [ ( 5 ) ] چون عهد رضيه درگذشت ، و تخت سلطنت بمعز الدين رسيد ، همچنان مكرم بود ، تا چون خواجه مهذب وزير ، ميان سلطان معز الدين و امراء ترك مخالفت ظاهر گردانيد ، چنانچه بتقرير پيوسته است ( و ) پيش ازين جمله امراء و ملوك بيعت كردند ، باخراج معز الدين از تخت در سنه اربعين و ستمائة ، جمله بموافقت يك ديگر بپاى شهر دهلى آمدند ، و مدت پنج ماه و يا زيادت ازين [ ( 6 ) ] خصومت مكاوحت بداشت ، و چون شهر ضبط ملوك شد و سر غوغاء آن ملوك بلبن بود پس در اول روز كه لشكر امرا [ ( 7 ) ] در شهر آمد ، ملك بلبن [ بود ] بدولت خانه رفت ، و يك بار بفرمان [ دهى ] او منادى در شهر برگشت ، در حال اختيار الدين ايتكين كهرام ، و تاج الدين سنجر قتلق [ ( 8 ) ] و نصرت الدين ايتمر [ ( 9 ) ] و چند امير ديگر بر روضهء سلطان شمس الدين طاب ثراه جمع شدند ، و منادى را انكار [ ( 10 ) ] كردند ، و باتفاق فرزندان

--> [ ( 1 ) ] مط : عز الدين بلبن كثلو خان ، راورتى : ملك عز الدين بلبن كثلو خان السلطانى الشمسى [ ( 2 ) ] اصل : قفجاق [ ( 3 ) ] مط : به دو حواله شد ، [ ( 4 ) ] اصل : منافقان [ ( 5 ) ] مط : يافت و باعزاز و اكرام مخصوص گشت ، [ ( 6 ) ] مط : اين [ ( 7 ) ] مط : لشكر او [ ( 8 ) ] اصل : فيقلق [ ( 9 ) ] اصل : ايتم [ ( 10 ) ] مط : آشكارا